تبليغاتX
تات ها و ایران

محمد رضا بابایی کهن

چکیده:

پژوهش در زمینه اقلیت های زبانی باقیمانده از زبانهای باستانی ایران به جهت اینکه نمونه های تقریبا دست نخورده از فرهنگ کهن ایرانی می باشند از جنبه حفظ و کمال بخشی به «هویت ایرانی» حائز اهمیت فراوانی است. از جمله این اقلیت های زبانی ، تاتها می باشند که در واقع نامیده شدن آنها به عنوان «تات» ریشه تاریخی ایرانی ندارد و این نامی است که که مهاجمین ترک که از زمان غزنویان به ایران آمده و در دوره سلجوقیان و مغولان در گروههای متعدد به این سرزمین آمده و رحل اقامت افکندند، به این اقوام داده اند.

+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:35 |

به آرمانها ، نيازها ، احساسات و منش ديگران احترام بگذاريد . به ويژه اين احترام زماني ضروري است كه آرمانها و نيازها و احساسهاي آنها با شما ناسازگار باشد ، مهم آنست كه به آنهاييكه با شما تفاوت دارند احترام بگذاريد . حتي اگر كسي را مي خواهيد تغيير دهيد در بدو امر بايد به ارزشهاي او احترام بگذاريد . بهترين پاسخ بي احترامي بي اعتنايي است . احترام به بي احترامي خودشكني است.از دوستان و خوانندگان محترم كه بعضا در برداشت ها دچار سو تفاهم ميشوند دوست دارم نظرات خود را به دور از احساسات و عصبانيت عنوان كنند مطمنا پاسخ مناسب در اسرع وقت ارسال خواهد شد .

ببنندگان عزيز و دوست داشتني ،منتظر نظرات سازنده شما هستم .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 9:55 |

به همه بينندگانيكه از داخل و خارج كشور به اين وبلاگ رجوع نموده و با نظرات سازنده و يا نقد كننده خود اين جانب را مورد لطف قرار داد ه اند  صميمانه تشكر  نموده و همچنان منتظر قدم سبزشان مي باشم .

پيشا پيش سال  ۱۳۸۸ را به همه ببيندگان تبريك عرض مي نمايم . 

مثل كوه استوار و مثل بهار سبز سبز باشيد

 

+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 16:16 |
 

انسانها در طول تاريخ گاه بی آب و خوراک و بی سر پناه زيسته اند ولی هيچ انسان بافرهنگی هرگز حتی يکروز بدون ادبيات زندگی نکرده است منظور از ادبيات به معنی گسترده آن است. يعنی همه آنچه که در حوزه علوم انسانی قرار مي گيرد اعم از آنچه کتبی و شفاهی است می باشد و فرهنگ مقدم بر آن، اما منظور از انسان با فرهنگ به معنی متعارف آن يعنی باســوادان و تحصيل کـرده ها نمي باشند، زيرا نخستين انسانهايی که گرد هم آمدند و سخن را آغازکردند و به تامل و تفکر درباره اشياء و پديده های پيرامون خود پرداختنـد برخـوردار از فرهنگ بوده اند و نطفه ادبيـات نيز از واکنش های فکری و ذوقی بسيار ساده و ابتدائی آنها، از همان زمان بسته شد و به صورت رشته روابط ، و آينه درک خويشتن مادی آنان ،با جهان گسترده مه آلود زندگی گرديد. از اين رو هيچ قومی يا طايفــه ای را نمي توان يافـت که نشود برايشان ادبيات و يا تاريخچه ای خاص ادبيات قايل شد، ممکن است ادبيـــــــات يک قوم مکتوب و درمرحله ای از پيشرفت باشد و ادبيات قومی ديگر ساده و شفاهی و يا در آغاز مرحله ورود به حوزه خاص و کتابت باشد.

        تاتها نيز اقوامی ايرانی هستند که با وجود داشتن تاريخ و فرهنگ چند هزار ساله ادبيات شفاهی و بسيار غنی برخوردارند ولي تاريخچـــه ادبيات مکتوبشان بسيار جوان و ادبيات منظوم خاص آنهامدت نسبتاً کوتاهی است که به منصه ظهور رسيده است.

     حوزه ادبيات تات با در نظر گرفتن اشعار پراکنده، صده هشتم هجری قمری مي باشد كه بر جای مانده است و دارای سابقه طولانی  است . اما تاريخ آغاز جديد آن به دوره پس از وقوع انقلاب 1917 روسيه ميرسد . كه اشعار و نمايشنامه های م. بخشی اف متولد1910 و اشعار و داستانهای ده آنتی لوف متولد 1913 گواه اين موضوع است تا جايي  که نگارنده ادعا دارد به جز قوم کرد که از اين بابت وضعيت خاصی دارد ديگر اقوام گوشه و کنارميهن ما نيز وضعيتی همانند تاتها دارند ازجمله علل آن نيز اين است که از صـده پنجـم تا اواسـط صده چهاردهم هجری قمری به مدت يکـــهزار سـال سلالــه های تـرک و يـا ايرانيـــــانترک شده ای مانند صفويان در ايران فرمانروايی کرده اند و همه اينها چه آندسته که درباره آنها تکيه گاه  فرهنگ و مدنيت ايرانی شده و چه آن دسته که به اين مقوله عنايتی ننموده و به نشر زبان خود به طرق مختلف همت گماشته اند، همگی در کوثر ايران و ايرانيت تحليل رفته اند و آنچه مانده و در جامعه ايرانی ريشه دوانده و سايه گسترده زبان ترکی است.

ورود سلاله های ترک به ايران و حکومت آنها در اين کشور، هميشه همراه با مهاجرت گروه انبوهی از تيره ها و طوايف ترک زبان بوده، اين گروه ها  که اغلب در نيمه شمالی ايران اسکان می يافتند. به لحــاظ برخــورداری از برتـری سياســی و حقوق اجتماعی ويژه و همچنين داشتــــن تعصب قومی مردمـــان بومی، به زبــان آنـان سخن نمی گفتند اين امر بطور کلی يک تقابل و رويارويی زبانی بين ملت ايــران با ملتی بيگانه بود در اين رويارويـی، زبان فارسی به لحاظ بهره مندی از يک پشتـوانه سترگ و تاثير گذار علمی و ادبی به هيچ وجه ميدان را برای رقيب خالی نمي کرد . ولی زبانها و گويش های هم خانواده آن که از چنان پشتــوانه و غنای علمی و ادبـــی بی بهـــره بودند و همانند  تاتی دايم در تماس و جوشش  با ترک زبانان بودند به شدت آسيب ديده و در مقابل زبان بيگانه تدريجاً خانه به خانه  از شهری به شهر ديگر، پيوسته گام به عقب برداشتند.

در دوره اسلامی از زمانی که نخستين سنگ بنای ادبيات فارسی گذاشته شد تا امروز، زبان فارسی زبان اکثريت مردم اين کشور شايد نبود، ولی زبان رسمی و مظهر مليت و وحدت ايرانيان بوده و تنها ما با اين زبان، اقوام و طوايف پراکنده در ايران بزرگ توانسته ايم با هم تفهيم و تفاهم نماييم.

  در حال حاضر در ايران سه زبان وجود دارد که به عنوان زبان شناخته شده اند فارسی، ترکی و عربی است . زيرا بر اثر بروز ظهور لهجه های گوناگون و شاخه شاخه شدنهاست که از پارسی کهن گويش های مختلفی همچون لری، بلوچی، کردی، گيلکی ، تاتی، تالشی و .... زاييده شده و مجدداً از هر يک از آنها لهجه های گوناگون ديگري  پديد آمده و می آيد که در دراز مدت بطور کلی از اصل خود فاصله گرفته و تاثير پذير شده اند و خود تبديل شده اند به معجــونـی از کلمــات عربـی، ترکـی، انگليسی و ... که بـه مـرور زمـــان بـــه نابودي مي گرايند، که عواملی همچون مرور زمان، نبود زبان ادبی، شرايط جغرافيا، روابط با متکلمان زبانهای ديگر ، نيازهای جديد لغوی رسانه های جمعی از جمله تاثير گذاراني  هستند که بر ساختار و کيفيت زبان اثر گذاشته  و در آن موجب تغييرات می شوند اين تغييرات تدريجاً منجر به تعدد لهجه می شود .

 لهجه ها همانند گسيختگي ها  در يک سطح شناور از هم فاصله گرفته و به لکه ها و يا جزاير کوچک که با هم همگونی ماهوی دارند تبديل مي شوند و سپس به تدريج تحليل مي روند يا جای خود را به زبان نيرومند ديگری می دهند.

تات نامی است که به بخش گسترده ای ازجامعه ايران بزرگ اطلاق شده است تاتها نه يک قومند و نه يک طايفه و نه يک ايل، بلکه جماعات مختلفی از ايراني اند كه  اطلس پراکندگی آنها از داغستان تا شيروان و آذربايجان، قزوين، زنجان، سمنان، خراسان، بجنورد و برخی از روستاهای خط مرزی ترکمنستان   را در بر گرفته است .

زبانی که جماعات موسوم به تات به آن سخن می گويند آنچنــان  متنوع  و متفاوت از هم اســـت که با وجود ايرانی بودن و وجود اشتراک فراوانی که با هم پيدا  مي کنند بعنوان لهجه های مرتبط بهــم در يک زبـان واحـد قرار نمي گيرند. بطورمثال لهجه ای که تاتهای بخش جرگلان از توابع بجنورد و برخی روستاهای مرزی ترکمنستان به آن سخــن مي گويند با لهجــه های تات های تاکستـان و بلوک زهـرا  و  رامند  از يک طرف و يا تاتی اطراف مرند و خلخال و زنجان از طرف ديگر و همه اينها با تاتی قفقاز همانقدر متفاوت است  که هر يک از اين ها، آن تفاوت را با فارسی و گيلکی و کردی دارند از اين رو نام تات با منشاء  قومی و زبانی اين بخش يا جامعه ايرانی ارتباط ندارد و بی ترديد در گذشته های دور، در تمام ايران باستـان نامهای ديگری داشته و از ترکيب قومی و زبانی مختلف قرار داشته اند .

لذا اينكه بررسي تاريخي واژه تات به چند جهت داراي اهميت است :

1- بيـانگـر معناي متفاوت تات در ادوار تاريخي گوناگون است .

2- سير تاريخي پيشرفت زبان تركي از غرب به شرق ،بويژه در زمان صفويه و بعد از آن نشان مي دهد .

3- مشخص مي كند كه زبان تاتي كنوني با لهجه هاي متفاوت ،زبان مشترك ايالت آذربايجان و ايران بوده است .

4- بيانگر زير بناي مشترك زبانهاي ايراني در قلمرو ايران بزرگ است كه بقـايـاي جزيــره هاي زبان تاتي آذربايجان و زنجان و مناطق غرب ،گواه آن است .

5- به معرفــي تاريخـي يكي از اصيل ترين زبانهاي ايران مي پردازد و علاوه بر معرفي زبان تاتي ،به معرفي مردمي مي پردازد كه به اين زبان سخن مي گويند .

لذا اينكـه واژه « تات» از دو منشاء زباني به مــا رسيده است : يكي زبـــــــان فارســي باستـان وديگر زبان تركي . تات در زبان باستان به صورت پسوند استفاده مي شده است ،اما تات در زبات تركي به معني خارجي يا بيگانه مي باشد . پس از حضــور تركـان در سرزمين هاي شرق ايران ، به ايرانيان تحت سلطه ترك ها تات  گفتند  اگر چه با تسلط بيشتر  ترك ها  تات معني وسعيتري به خود گرفت .تـا اينكـه  در دوره  اقتدار تـرك ها در ايران ، معادل ايرانيان شد . اما مردم ايران با استعداد فرهنگي و پيشينه تاريخي اي كه داشتنــد  معنــي تات را از مفهوم  بيگانــه و خارجي به معني ايراني و اهل قلم تغيير دادند بطوريكه در دوره صفويه ،جامعه ايران به دو گروه اهل شمشير (ترك ها ) و اهل قلم (تاتها وتاجيك )تقسيم شده بود.

اگر چه تات و تاجيك  و هيئت هاي متفاوت  آن در مورد ايرانيان بكار مي رفت ،ولي نمي توان گفت كه معني تات و تاجيك  كاملا برابر بوده  است . زيرا معنايي كه فرهنگ و لغت هاي تركي و مفاهيمي كه سفرنامه نويسان  اروپايي  از اين دو واژه داده اند و همچنين سكوت فارسي نويسان ايراني ،در مورد استفاده از واژه تات جملگي شواهد و دلايلي هستند كه اندكي  تفاوت درمعني و مفهوم اين دو واژه را نشان مي دهند و احتمالا واژه تات نسبت به تاجيك  از نظر معني و مفهوم منفي تر بوده است  و به همين جهت است كه در متـون گذشتـه  فارسـي، فقط در پنج مورد از واژه تات استفاده نموده اند . و بطور يقين دو مــورد آن نيــز بخاطـر ضــرورت شعـري بوده است . ولـي واژه  تاجيك را  بطـور متعـدد و در متــون گوناگون فارسي مي توان ديد .

      به هر حال با سقوط صفويه و به مرور زمان ،اين مرزبندي جامعه ايران – تات ها (تاجيك ها) و ترك ها – از بيــن  رفت و زبان  مـردم  هرمنطقه را نيز بنام همان ايالت  يا منطقه  ناميدند  مانند : لري ،گيلكي ،تالشي ،مازندراني ،كردي ،مشهدي و.... در حالي كه زبان شهرهاي بزرگ شمال غرب ايران به تركي تغيير يافته بود ( البته اين تغيير زبان بصورت تدريجي و از زمان سلجوقيان تاپايان حكومت صفويه انجام گرفته است ) اما نيم زبانهاي شمال غرب ايران كه در روستاها و آبادي هاي پراكنده متداول بود ،به نام زبان تاتي در بعضي مناطق  به نام همان روستاها – مثل هرزني و... خوانده شدند – نويسنده  تاريخ ماد  در مورد اين زبان چنين مي نويسد : تاتي مانند تالشي و مازندراني وگيلكي از بقاياي زبان هنداروپايي است كه در ابتدا ، زبان ماد شرقي بوده است  وبا اينكه در لهجه هاي مزبور از لحاظ منشاء لغوي سهم فارسي فوق العاده زياد است . ولي اين زبان كاملا مبنا و مايه مادي خود را حفظ كرده است . در اين شصت سال  اخير در ايران نيز پژوهش هايي براي شناساندن اين زبانهاي ايراني انجام گرفته است و احمد كسروي اولين كسي بود كه در اين زمينه اقدام نمود . او اين نيم زبانهاي پراكنده شمال غربي ايران را « آذري » خـوانــد  و ديگــران نيــز بنام هاي تاتــي ، هرزني ،مادي ، تالشي ، كردي و..... از آن ياد كرده اند.

بنابر اين « تات » واژه اي است تركي ، كه در ابتدا به مردم غير ترك درمناطــق ترك نشين گفته مي شد ، سپس به تمام ايرانيـــان اطـــلاق شد . اكنــون نيز به بقاياي نيم زبان هاي غربي ايران  عمدتا « تاتي » و به مــردمي كه به اين زبـــان  سخــن مي گويند « تات » مي نامند .

     درجاي ديگر پيترودلاواله ، قشون شاه عباس را چنين توصيف مي كند:

قشون ايران مركب از چهار دسته است كه به ترتيب اهميت از پايين ترين آنها يعني تفنگچيان   كه شاه چندي پيش به توصيه آنتوني شرلي انگليسي به تشكيل آن همت گماشت ، شروع مي كنم .

تفنگچيان از نژاد اصيل ايراني هستند كه مسكن و ماواي آنها در شهــرها و دهات است ،و چون در تمام سـال حقــوق مي گيرند مجبورند هروقت به وجود آنها  احتياج باشد فورا به خدمت حاضر شوند . نجيب زادگان يعني قزلباش ها وارد اين دسته نمي شوند. درحقيقت افراد آن را فقط رعيت ها تشكيل مي دهند .به رعيــت لفظ «  تات » نيــز اطـلاق مي شـود. در فارسي وقتي تات مي گويند منظور اين است كه طرف از طبقه نجبا (قزلباش) نيست . ولي در حقيقت آنان اصيل تر از قزلباشها هستند ، زيرا دسته اخيرالذكر فقط از زمان شاه اسماعيل صوفي  به بعد خود را به زور اسلحه تحميل كرده اند و درحالي كه تات ها  ايرانـــي الاصل هستنــد  و ساكنيــن واقعـــي اين  سرزمين را تشكيـل مي دهند ، و خيلي از بزرگان و ثروتمندان و بعضي ميرزاهاو بطــور كلي كساني كه به دلايلي جزء سپاهيان منظم نيستند ويا مشـاغل دباري و دولتي ندارند در طبقه بندي از « تات ها» محسوب مي شوند . تفنگچيان نيز جزو همين طبقه « تات » هستند ومعمولا از آباديها ودهات آمده اند.

درميان تفنگچيان ،مازندراني ها خود را ممتاز و مشخص ساخته اند و آنان بودند كه دوسال پيش در ارمنستان برخلاف ميل شاه از قلعه ايروان  دفاع كردند و محمد پاشا سردار ترك را كه با دويست و حتي سيصد هزار نفر حمله كرده بود بعد از چند روز جنگ وستيز شكست دادند . عده تفنگچيان قواي ايران فعلا قريب بيست هزار نفر است و چون آنان از « تاتها » هستند تاج قزلباش بر سر ندارند و عمامه اي ساده مي بندند .

 پيترودلاواله درجاي ديگر مي نويسد :

 امروز اتكاي او (شاه عباس ) به تفنگچيان تات  ومخصوصا غلاماني است كه روز به روز  بر قدرتشان اضافه مي شود و به مقام هاي بلند گماشته مي شوند ...شاه تقريبا تمام وزراء ومنشيان  وساير صاحب منصبان را ازميان «تات ها» انتخاب مي كند و مشاغل نظامي را در دست غلامان يا فرزندان آنها متمركز كرده است (ص 350).

و ديگر اينكه انگلبرت كمپفر  هم در فصل يازدهم سفرنامه خود نوشته است  :« زبان رايج دربار ايران تركي است كه زبان مادري سلسله صفويه است واين زبان با زبان مردم عادي مملكت تفاوت دارد .»

درمبحث «قشون ايران وفرمانده آن » چنين مي نگارد:

... اين كلاه خاص صوفيان صفوي باعث شد كه آنها از طرف ترك ها « قزلباش» ناميده شوند ،يعني كساني كه سر سرخ دارند . درست است كه ترك ها با بكاربردن اين لفظ دشنامي رادر نظر داشتند اما قزلباش ها اين نام را مايه افتخــار دانستند . بدين ترتيـب قزلباش ها سخت برخود مي بالند و به مردم بومي اين سرزمين كــه آنهــا را تاجيك يا  تازيك و يا بطـور كلي « تات » مي نامند به ديده تحقير مي نگرند .

تفنگچيان ،تنفگچي لر آقاسي (فرمانده  تفنگچيان ) كه ب قــوايي مـركب از دهقانــان و پيشه وران ايران فرماندهي دارد ،در قشون ايران داراي رتبه سوم است .

و  اما در روايتــي ديگر از سفرنامه سانسون چنين آمده است :

اين كلاه (تاج) بسيــار مـورد احتـرام همـه مي باشد زيرا مي گويند كه اين كلاه به دوازده امام اختصاص دارد . تمام خانها  و قزلباش ها در روز هاي سلام و تشريفات اين كلاه را بر سر مي گذارند .

ولي « تاتها » كه كشوري  هستند نمي توانند اين كلاه را بر سر بگذارند. همچنين اعتمادالدوله فعلي نيز كه از خوانين  لشگري نيست اين كلاه را برسر نمي گذارند.

تات ها بومي هاي محلي ايران هستند و قزلباشها كه به معني « طلا سران » يا سرخ كلاهان  سرخ سران مي باشند لشگــري هستند . قـزلباش ها از سلسلـه غلامان مي باشند

 يعني در اصل غلام بوده اند يا از ملت هايي هستند كه به ايران پناهنده شده اند .بسياري از قزلباشها از دمشق وهنگري  به ايران آمده اند. قابل ذكر است كه شاهسونها وساير ايلات ترك زبان آذربايجان ، شهرنشينان و روستاييان را « تات » مي نامند .

 غلامحسين ساعدي مي نويسد :

...شهرنشين هــا يا به قــول شاهســون ها « تات ها »‌ كه جز خــوردن وخوابيــدن و اندوختــن كاري نداشتنــد ...(خياو- ص77)...شعر بسيار معروفي كه يك شاعر گمنام  اهل   قره درويش به اسم غفار سالها پيش سروده ، مناظره اي است بين شاهسون وتات ،كه تات شاهسون را به اسكان و آسايش در شهر وخانه دعوت مي كند و شاهســون از نعمت  وبركت و لذت چادرنشيني دفاع مي كند و شهرنشيني را نمي پسندد . تات ددي اي شاهسون گل بو كوچماقدان اوتان – استراحت اوتور ميندار سوايچماقدان اوتان(يعني تات گفت اي شاهسون بيا واز كوچ بگذر – بياو ساكن شو و از خوردن آب آلوده راحت باش .

 در اين مناظـره تات و شاهســون ، دونكته بنيــــادي جلب  نظر مي كند ، نخست تات نام كردن شهري وروستايي ، از جانب شاهسون است . اين اصطلاح  همان معني ومفهوم هفتصد سال پيش را به ياد مي آورد  كه ابوحيان اندلسي  دركتاب « الادراك للسان الاتراك »‌و مولف « تحفه الزكيه في اللغه التركيه » واژه «طيت» و«طاط» را شهرنشين و كشاورز معني كرده اند . دوم ،پرهيز چادر نشينان  به ويژه تركان از شهرنشيني است كه اين خود از اختلافات  لهجه ترك و تات  و ناهماهنگــي شهــري و  روستايــي خبـر مي دهد ،و ضرب المثل معروف تركي رابه ياد مي آورد كه مي گويد : « توركه شهرايچي زندان گلير» يعني  داخل شهر براي ترك به زندان مي ماند.

از مثل و مناظره كه بگذريم و به ابزار آلات  كشاورزان آذربايجاني امروزي   به دقت نظر افكنيم ،مي بينيم كه در همـــه اين  ابزارآلات ، آنان از واژه ها و اسامـي گذشته يعني  « تات = فارسي زبانان » هستند همانند :كدخدا ،وريار، رشبر(رنجبر) ،باغبان ، ميرآو،چوپان، چودار،پادار،رمي، شخم ، تخم،گاوآهن ، جوت (جفت) ،خرمن، خرمنگاه، شنه (شانه) ،‌جرجر ،جوال ،باغ ، باغچه ، ميشه (بيشه ) بستان ، بيل ، بيلچه ، دن آو،خاك آو ، شورآو، كوشن ، ورزن ،چمن ،سنبل و...

جلال آل احمد هم مي نويسد: گرچه دهات ديگر بلوك زهرا (كه اغلب در آنها بوده ام و مطالعات كلي كرده ام ) مـردم به تركـي حـرف مي زنند ولي مثلا در  « خوتان » و « ماشگين » و « چيسگين » ادوات زراعت و كشاورزي و اصلاحات خاص آن هنوز به زبان « تاتي » است .(ص19).

    بهرحال تات ها  يک تيره ايرانی هستند که عمدتاً در کنــاره های غــربی دريای خزر و آذربايجان شرقی زندگی مي کنند، زبانی و گويشي که تات ها بدان سخن مي گويند در زمانهای ديرين گسترش بسياری داشته است، شواهد عينی و پژوهش هايی که انجام گرفته است نشان مي دهد زمانی همــه مــردم آذربايجان، قزوين و طارمات را در بر مي گرفته، همانطور كه گفته شد  بعدها با اشاعه زبان ترکی، تاتی کم کم از ميان برداشته شد و تنها ساکنين چندين آبادی در جای جای اين سرزمين کهن و کشور پهناور  اين زبان را نگهداری و تا به امروز حفظ نموده اند .

از شمار تات های کنونـــــی آمار دقيقــــی در دســـــت نيست ولی امروزه بصورت جزيره هاي كوچك در  جاهای مختلف كشور بزرگ ايران سكونت دارند از جمله در  استان زنجان و شاهرودخلخال چندين آبادي در رودبار گيلان ، شال ، اسفرورين وآبادي هاي ديگري در  قزوين و تاكستان  ، هرزند  وكرينگان و گلين قيه درمرند و زنور و حسنو  در قره داغ و چند روستا در بجنورد و توده هاي  زيادی  به شکل پراکنده در کرج،  شهرقدس، اسلامشهر و ديگر شهرهای ايران و همچنين بخشی از ساکنان شبه جزيره آبشوران، سوراخانی، بالاخانی، باکو، نواحی شماخی و کربا و قوناخ کند و ديوچی و خزی و ديگر بخش های آذربايجان شوروی سابق و همچنين ناحيه دربند و برخی ديگر از نواحی داغستان و کايتاکو و طبسران در شوروی سابق نيز تات نشين هستند.

بنابه آمار مندرج به سال1362 هجری شمسی در شوروی سابق عده تات ها در آن کشور قريب به يازده هزار نفر بوده است . و اين درحالی است که در ايران به مراتب بيشتر بوده اند زيرا تنها در آباديهای اسبو، اسکستان، درو، کلـور، شال، ديز، لــرد ، کـرن ، و گيلـــــوان و شاهـــرود  خلخال بدون در نظر گرفتن ساير نقاط تات نشين ها قريب به چهل هزار نفر  به زبان تاتی در سال 1353 هجري شمسي  سخن می گفتند.

شايان ذکر است پژوهشگران ايرانی تاکنون فرصت انــدکی را صرف پرداختن به زبان و فرهنگ مردم تات نموده اند.  احمد کسروی  ضمن پژوهشی مفصل درباره آذری، زبان آذربايجانی ها در روزگار پيش از استيلای اقوام ترک، تاتی امروزی را بعنوان واپسين يادگار آن زبان بروشنی شناسانده و می نويسد:

« آذری به يک باره از آذربايجان ناپديد نگشته است و هنوز درچندين نقطه   ميان خود بوميان به آن زبان سخن گفته می شود و آنچه ما می دانيم يکی از آن جاها هرزند و گلين قيه از پيرامون مرند و ديگری زنور و حسنو در قره داغ وخلخال است...  چنانکه شنيده ايم در ليقوان و آن پيرامون تا  شصت – هفتاد سال پيش آن را مي شناخته اند ودرباره خاندانها گفتگو مي شده ، ولی سپس ناپديد گرديده».

از نظر آثار مرجع، دست و بال ما چندان باز نمي باشد ولي كتاب هايي همچون آذري ها يا زبان باستان آذربايجان تاليف احمــد کسـروی، گويــش آذری تاليـــــف انارجانی، هرزند و کرينگان خلخال يک لهجه ی آذری، تاليف عبدالعلی کارنگ، زبان ديرين آذربايجان تاليف منوچهر مرتضوی و چند مقاله کوتاه از احسان يار شاطر ، وآثاري از يحيی ذکاء و رحيم ملک زاده مي باشد كه جهت آشنايی با تات ها و زبان تاتی مي شود به آنها مراجعه نمود، ولی در کشور شوروی کارهای چشمگيری درباره زبان و فرهنگ تاتی انجام پذيرفته، چنانکه حتی تاتی زبانهای آن کشور برای خود خط و کتابت و يژه ای داشته و دارند در ظرف چهل پنجاه سال اخير کتب و تاليفات بالنسبه فراوانی به زبان تاتی منتشر شده، من باب مثال مي توان به اشعار و نمايشنامه های م- بخشی اف متولد1910، اشعار و داستانهای د-آنتی لوف متولد 1913 و افسانه های خ- داداش اف را نام برد . در سال1940 مجموعه ای از فرهنگ عامه تاتی چاپ و منتشر شده است. از پيشينه تاريخی و سير تکوينی تاتی هنوز آگهی چندانی در دست نيست. احمد کسروی در کتاب آذری يا زبان باستان آذربايجان ، زبان مردم آن ديار را تا پيش از ورود ترکان به آن نقاط، و اشاعه زبان و فــرهنگ مسلط ترکــی، آذری ناميــده است و تاتی کنـونـی را ادامه و  بازمانده  آذری معرفی نموده است، و اين بيانگر آن است که اکثر آذری های ترک کنونی، تاتهای ترک شده هستند.

پژوهشگران روسی معتقدند که کلمه تات  در آغاز بر نژاد  و قبيله ای اطلاق نمی شده  ،بلكه  قبايل صحرانشين که اکثرا ترک بودند مردم زراعت پيشه و تخته قاپوی ايرانی زبان را که در زير انقياد خويش در آورده بودند تات می خواندند.

تاتی در واقع همان زبان پهلوی است که در اثر گذر زمان و حوادث روزگار تاتی ناميده شد .لکن تاتی امروز هم مثل اکثر زبانهای ديگر معجونی است كه  از زبانهای گوناگون تشکيل شده است

+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 14:28 |
  

زبانها و لهجه های ایرانی گنجینه های گرانبهایی هستند که نمایانگر فرهنگ و تمدن تاریخی و کهن این مرز و بوم بوده و مطالعات علمی و گرد آوری و ضبط واژه ها ترکیبات و اصطلاحات آنها می تواند علاوه بر پویا کردن زبانها و گویشها مقدمه ای ارزشمند برای سایر پژوهشهای دیگر که با زبان ارتباط تنگاتنگ دارند بوجود آورد .

 

        از آنجا که زبان هر قومی آئینه تمام نمای فرهنگ آداب و رسوم اعتقادات باورها و پیشینه تاریخی آنها بوده و از بین بردن آنها باعث از رفتن میراث فرهنگی جامعه می شود اهمیت و ارزش بررسی های زبانی بر کسی پوشیده نیست . 

 ما همه انسانیم و در پهنه ی کره ی زمین از حقوق مشابه ای بر خورداریم اما هر انسان و هر قوم و ملتی باید به حقوق و آزادی های دیگران احترام بگذارد در این راستا ما ذاتا و از نظر انسانی با ترکها مشکلی نداریم و معتقد به هیچ نوع نژاد پرستی نیستیم به واقع مردم عادی ترک زبان کنونی در پهنه ی کره ی زمین را مثل خویش ،انسان و همچون همه ی انسانها فارغ از رنگ و مذهب و نژاد برادر خود می دانیم و همه را دوست داريم كه اين خود بزگترين تمدن انساني است .

+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 9:38 |

حضـــرت عباس دلاور ازيم               اميد اطفال پيــــــــــومبر ازيم

چمن لقب سقاي كربو بلاي             هم لقبم ابــــــولفضل بــاوفاي

ورد زبانم همه ذكر خــــداي            كربلا د حسيـــــــن يـــاور ازيم

حمل كرم  هرطرف از دشمنون            آخر شكست دم جنگده از اجون

تا كه بوينه هم پيرو جـــوان            جنگده چـــون شير هنرور ازيم

سكينه جون انتظــاريش آب را             قــــربون ببيم اشته لـب داغ را

چشم انتظـار مبه ته عباس را             خـــدا زونه همون داغ تــر ازيم

حسرت آب چمن دليه مونه            زمزميه  مرگ چمن گوش خونه

دردم  ام حسينـــم پريشون            سقاي طفلــــــون مضطر ازيم

دشمنون را تير از پـــرتاپ كـرم              فــــرات از مشكه پر آب كــرم

هرجوري از آب را شتاب كـــرم              چــــون نگران  علي اصغر ازيم

اگر دگنم از چمن جــــونده              يا تشيـــري جون بدم ميدونده

دس بردار نيم  از دين و قرآنده             آخــــــر كار بيدس وبی ســـــر ازيم

آب را از سعي فراون كرم              جونم قربونه  همه  طفلون كرم

علقمده  ياد عزيزون كــرم              نام حسين    همـــميشه از بر ازيم

محمدي آرزوي حاجتــــــه             عشق حسين چو قلب هـرساعته

قيامت غم نداره راحتـــــه              قيامت چــــــو ســــر دفتر ازيم

سروده شده  به تاريخ ۱۸/۳/۸۶


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 9:58 |

با وجود تضعيف روز افزون زبان ايرانی آذربايجان از زمان غلبه مغول گويش های اين زبان به کلی از ميان نرفته بلکه هنوز در نقاط مختلف آذربايجان و ديگر  نواحی ايران بزرگ بطــور پراکنـده و غالبآ به نام تاتــی به آنها سخن  می گوينــد اين گويش ها از شمــال به جنوب به اجمال عبارتند از :

1- گويش هــای تاتی طـارم عليـا استــان زنجان  شامل روستاهای :  نوکيان ،سياهورود، بنــدرگاه، کلاسر، هزار رود، جمال آباد، باکلور، چرزه، جيش آباد و قــوچان می باشد.

2- عمده روستاهای بخش شاهرود خلخال شامل: اسکستان، اسبو، درو، کلور، شال، ديز، کرين، لرد ، کهل، طهارم، گلوزان، گيلوان ، گرد آو ، گندم آباد و همچنين کرنق در دهستـــان خوروش رستـم و کجل در بخـش کاغذ کنان همان شهرستان .

  3- گويش کرينگان ، ازدهات ديزقار خاوری در بخش ورزقان شهرستان اهر.

4- گويش کلاسور لاوينه رود، ازدهات بخش گليبر شهرستان اهر.

5- گويش گلين قيه ازدهات دهستان هرزند در بخش زنور شهرستان مرند.

6- گويش عنبران در بخش نمين شهرستان اردبيل .

7- گويش های تاتی اطراف کوه رامند در جنوب و جنوب غربی قزوين و طالقان و اشتهارد.

8- گويش های تاکستان، چال، اسفرورين، خيارج ،خوزنين، دانسفــان، ابراهيم آباد و سگز آباد که به تاتی خلخال نزديک اند.

9- گويش های تالش ، از الله بخش محله شاندرمين در جنوب تالش شوروی و در شمال ايران که اصولاً به زبانهای تاتی آذربايجان وابسته اند.

 نوروز وديگر جشن های بزرگ تاتها

   نوروز جشن بزرگ ملي ايرانيان است جشن رستاخيز طبيعت و  تجديد حيات و زندگـــي است.جشن حركت، جنب وجوش ،تكاپو وكار است .جشن طبيعت است.عيد نوروز وگرامي بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديم وكهن است .

 ابوريحان بيروني كه نوشته هايش در زمينه ي نوروز غني ترين و معتبر ترين آثار مكتوب است مي گويد :

نخستين روز است از فروردين و از اين جهت روز نو نام كردند كه پيشاني سال نو است .

نوروز خاص ايرانيان نيست چرا كه جشن سال نو در مصر ،بين النهرين ،هند ،تاجيكستان،افغانستان وممالك ديگر نيز برگزار ميگردد، ليكن ايرانيان جزء اقوام معدودي هستند كه اين جشن را به شيوه ي خاص خود هرساله برگزار كرده وتاكنون زنده  نگاه داشته اند .

پس از اسلام هم با گذاشتن كتاب آسماني قرآن بر سر سفــــره  نــوروزي به قداست آن  افزوده تا اين سنت را هر چه پربارتر حفظ كنند .

 اما تات ها از جمله وفاداران ميراث باستاني ايران عزيز هستند و با برخورداري از فرهنگ والا يكي از قديمي ترين سنن مناسك و آداب و رســوم  را به شيوه سنتي حفظ نموده اند. اين فرهنگ ريشه دار با پيشينه اي چند هزار ساله بر تارك فرهنگ ايران مي درخشد معمولا مجموعه آيين تات ها كه به شكل جزيره هاي كوچكي در سر زمين پهناور ايران سكونت دارند از چهارشنبه سوري  آغاز ميگردد و با آيين سيزده بدر نوروز پايان مي يابد.

 دربين تات ها يك هفته مانده به نوروز با ترانه هاي پيش قراولان نوروز ( نوروز نامه خوانها يا بهارآمد خوانها)معروفند  نوروز شروع مي شود.بهار آمدخوانها درگروههاي دو نفره تا حداكثر هفت نفره  درب به در ويا خانه به خانه مي روند وترانه هاي نوروزي مي خوانند و هرخانواده نيز به ميزان وسع مالي  به نوروزنامه خوانها هديه اي نقدي ويا غيـر نقدي مي دهند .

امروزه نيز نوروز يكي از گراميترين جشن همبستگي قومي وملي ايران است . علي الخصوص برگــزاري آن نمايانگـــر اصالت ، هويــت ، جاودانگــــــي، و نشا نــه ي جلوه هاي روح ملت ايران در همـــه اقشار و از جمله تات زبانان است كه همانند فصل بهار درهمه امور معنوي ومادي ( محبت صفا ، صميميت ، دوستي ، صلحه رحم، لباس نو و منزل شكيل وتميز و....) جايگزين كينه ها وكدورت ها مي گردد.

جشن ديگری هم هنگام بر داشت محصولات کشاورزی و در آغــــاز پائيز در ميان دشت گندم زار و يا خرمن بر پا می نمودند که اين جشن بر گرفته از سنت جشن مهرگان که در روزگاران قديم بوده بر جای مانده وتا قبل از ورود ماشين آلات صنعتي به روستاها اين مراسم همچنان ادامه داشت .

از ديگر جشن ها در ميان تات ها مراسم عيد قربان است که پس از ورود اسلام به اين سرزمين ،  بر اساس سنت های اسلامی صورت مي گيرد و در اين روز کسانی كه گوسفند دارند  قربانی مي کنند و گوشت آن را در ميان خانواده های بی بضاعت و يا كم بضاعت و سپس در ميان همه اهل محل  توزيع مي نمايند .

جامه

 جامه بومی تات ها با توجه به شرايط اقليمی منطقه و زندگی آنان بوده است. مردان شلوارهايی به شکل شلوار کردی امروزی است مي پوشيدند، که در آن از بند يا بندگ به جای کش استفاده مي کردند. تات ها بيشتر پوشاک را از شال به دست می آوردند که دسترنج خودشان بود، شال نوعی پارچه پشمی بود که بوسيله خود اهالی تهيه می شد و از آن کت و شولار (شلوار) می دوختند اين نوع لباس در فصل پائيز و زمستان بيشتر مورد استفاده قرار می گرفت که اغلب به رنگ های سياه و سفيد بود.

لازم به ذکر است برای تهيه شال پشم مناسب را شسته و حلاجی مي کردند سپس مي رسيدند نخ تابيده و دولايی را بصورت گلوله هايی در آورده و گلوله های نخ را به جولا مي دادند ، جولا شال ابتدايی که ساده و مخلخل است را گوينــد. شــال ابتدايی بوسيله فردی ورزيده و ماهر با آب نيم گرم خيس و چند ساعتی لگد مال مي شد تا اينکه ســوراخ های شال ابتـدايــی بهم آمده و شـــــال واقعــی شکل مي گرفت. زنان هم پيراهن های بلند و شلوارهای چيــن دار به سبک شلوارهای ايلات امروزی که به آن (شوی شلوار) مي گفتند بر تن می کردند.

 خانه

تات ها در هرکجای سرزمين ايران که زندگی مي کردند برخلاف بيشتر عشاير سر پناه خود را از سنگ و يا خشت و گل درست مي کردند که سقف آنها از چوب و علف و کاهگل پوشيده مي شد به سر مي بردند کلبه های آنها چهار گوش ،و  با بامی مسطح و ديوارهايی پهن که درون خانه را از سرما گرما و طوفان محافظت مي کرد .و درون سقف يا ديوار آن يک يا دو روزنه ايجاد مي کردند که به آن روجن يا روجنگ به معنی روزنه مي گفتند که هم فروغ آفتاب را به درون خانه مي تاباند و هم کار تهويه کلبه را انجام مي داد، ارتفاع سقف اين کلبه ها معمولاً بين 5/1 تا 5/2 متر متغير بود کف اين اتاقها را طوری مي ساختند که حالت سکو مانند را داشــت. و اين کلبــه هــم محل خواب هم نشيمن و هم نهار خوري و پذيرايي  بود .زنـان اين کلبه ها را با بالش و پارچـه های زيبا می آراستند.

در ديوارهای اين کلبه يا اتاق تورفتگی و يا برجستگی هايی به نام رف يا رفاق ايجاد مي کردند که حکم کابينت امـــروزی را داشت و ظــروف خانه را معمولاً در آنجا قرار مي دادند . همچنين جهت پخت و پز و گرم کردن اتاق قسمتی از دل ديوار را به شکل شومينه های امروزی درست مي کردند که آن را کل می ناميدند.

 خوراک

خوراک اصلی تات ها را لبنيات (پنير ، شير ، ماست ،كره و....) وگوشت كه خودشان توليد می کردند بود . ولي براي پذيرايي از مهمان علاوه برموارد فوق  نان مخصوصي هم تهيه  می نمودند كه  مخلوطی بود از آرد ، شير و مغز گردو  که براي  احترام گذاشتن به مهمان درست می کردند.

 گزينش همسر و آئين ازدواج 

 قبل از ازدواج زندگی شهر نشينــی در زندگی تات ها غالباً  تا دو نسل از يک خانـــواده  زيــر يک سقف زندگی مي کردند .پدر بزرگ يا پدر حکم پدر سالاری را داشت و همه افراد خانواده زير مجموعه الزاماً احترام خاصی برای بزرگ خاندان قائل مي شدند .در اين خانواده ها ازدواج دختران و پسران تنها با گزينش پدر و مادر انجام می شد که با دور انديشــی و خواست آنان می بود جدايی در اين خانواده ها تا گذشته نه چندان دور امری بسيار ناپسند و زشت بود معمولاً تا پايان عمر زن و شوهر پيمان مهر و وفاداری با هم داشتند هنگامی که دوشيزه ای برای همسری مــردی برگزيده مي شد ابتدا بزرگـــان به خواستگـــاری می رفتند و به تعيين مهريه و جهزيه اقدام می نمودند و پس از عقد ، عروس و داماد مجاز به صحبت کردن با او هم بودند .

 لازم به ذکر است مراحلی که طی می شد تا پيوند انجام پذيرد و عروس به خانه شوهر برود عبارت بود از :

1 - آشنايی مقدماتــی 2- شناسايــی کامــل يکديگر 3- ديدن عــروس 4 -  شکستن قند  5- عقد کردن 6- حنا بندان7- عروس بران

 زايش و مراسم تولد

داشتن پسر در ميان تات ها سربلندی و افتخار است لاکن به داشتن دختر هم بی مهری نمي كنند .هنگامی که فرزندی متولد مي شود مراسم جشنی بنام (ششه شو)يا شب ششم برگزار مي کنند چرا که تات ها اعتقاد دارند کودکی که به دنيا می آيد در پنج روز اول تولد اجنه و پريان با او کاری ندارند ولی از روز ششم باصطلاح « ازما بهتران » خواه ناخــواه  به سراغ نوزاد  رفتــه در نخستين فرصت به او آسيب مي رسانند.

در اين شب کودک بايد نه در زمين و نه در هوا باشد! بلكـــه  بايد تا سپيده سحــر روی پاهاي ماما « زن قابله » جا خوش کند . بنابر اين جشن (ششه شو )پس از صرف شام آغاز مي گردد و گاه تا سر زدن سپيده سحر ادامه مي يابد. صاحب  فرزند ، دوستان و فاميل را دعوت کرده و سپس توســط بــزرگ خانــواده برای نــوزاد نام نيکـی انتخاب می نمايند.

      مراسمات ديگــری همانند  هميــن مراسم است مثل  گهواره بستن (گافارگ دبستن)  ويا دندان در آوردن  نوزاد  ويا ختنه سوران  فرزنــد پســر كه  برگــزار مي نمايند .

 سوگواری

بر پايه سنت ديرينه تات ها ، اگر کسی دور از خانواده خود در گذشت حتماً بايد به زادگاه خود آورده شود و به خاک سپرده شود به هنگام تشيع آداب اسلامی و با حضور همگان انجام مي شود و سپس از سوی خانواده های معزا شب سوم  و هفتم و چهلم و سالگرد گرفته مي شود و برای آمـــرزش و مغفــرت در گذشته دعا و مرثيه خوانی انجام مي گيرد.

هنگام عزاداری رنگ لباس خيلی مد نظر نبوده ولی پس از تـــرويج  زندگـی شهری لباس مشکی ملاک عمل قرار مي گيرد مخصوصا ًدر عزای سالار شهيدان حسين ابن علی عليه السلام که از اول تا دهم ماه محرم برگزار مي گردد. معمولاً  لباس مشکی بر تن می کنند.

 هنر و صنايع دستی

در بين تات ها دوک ريسی، نمد مالی، نجاری، شالبافی، جاجيم بافی، خورجين بافی، پلاس بافی، گلدوزی، بافتن گردن بندهای با مهره، بافتن گردن بندهايی با سکه و بافتن دکورهايی  با شکل متفاوت با دانه اسپند و ... از روزگاران دور مرسوم بوده و هچنان در بعضي از نقاط تات نشين ادامه دارد .

 موسيقی

موسيقی و خوانندگی را معمولاً کاری مردانه مي دانند ولي برای زنان امري ناپسند مي شمارند.

  لذا اينکه فقط  مردان با صداهای سه گاه و چهارگاه توام با دمبک و  نی (لعله)  مراسمات  جشن را برگزار می نمايند.

 برخی از آداب و رسوم تات ها

تات ها بسيار پای بند به سنت های اصيل و کهن خود هستند کوچکتر به بزرگتر سلام مي گويد، مردان به هنگام سلام گفتن کمی خود را خم کرده دست راست را به روی سينه مي گذارند و سپس دست مي دهند و برای دست دادن هر دو طرف دست ها را در حالی که تافته بالا آورده و برگونه های يکديگر بوسه می زنند که نشانه صميميت و يکرنگی آنها مي باشد. ولي زنان تنها مجاز مي باشند که بر سينه و يا شانه های پدر، عمو و دايی بوسه بزنند .

نزديكترين راه توفيق در هر كاري عشق به خود كار است تا به جوانب و پي آمد آن . اگر عاشق كارتان نباشيد زمان براي انجام آن پيدا نمي كنيد براي يافتن معنا و هيجان در كار نيز بايد پيرو قلبتان باشيد ! پرورش تواناييهاي خود ، اولين قدم در انتخاب كار مورد علاقه و عاشق شدن به آن است.

+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 14:18 |

هيچ قومی محو نمی شود مگر نخست زبان خود را از دست بدهد.

 

تات جماعتی سربلند است که پيچ و خم و پر خطر و پر مخافت تاريخ را به استواری طی کرده است و هرگز در برابر زبان و فرهنگ بيگانگان سر تسليم فرود نياورده است و از هويت خود تحت عنوان تات و از زبانشان به مثابه سند هويت اصيل آريايی ايرانی و آينه ميراث گرانسنگ فرهنگ ملی خويش پاسداری کرده است  و در اوج سر فرازی ، دل به مهر ايران و ايرانيت خويش بسته است .

+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 21:36 |
زبان «تاتي»، يكي از گونه هاي زباني ايران است كه در معرض خطر نابودي قرار دارد.
به گزارش «ميراث خبر»، به دليل در خطر بودن زبان تاتي در سراسر ايران و تاخيري كه در شناسايي، ثبت و مطالعه گونه هاي تاتي رايج در كشور ايران ايجاد شده است، به زودي «اطلس گونه هاي تاتي كشور ايران»، به همت پژوهشكده زبان و گويش سازمان ميراث فرهنگي كشور تدوين خواهد شد.
به گفته كارشناسان، جزيره هاي تات نشين پراكنده در سرتاسر خاك ايران، از جنبه مطالعات زبان شناختي، جزو اجتماعات زباني بسيار مهم معرفي شده است كه داراي دو ويژگي اصلي هستند: خويشاوندي آنها با گونه هاي زباني مختلف كه گاه بسيار از يكديگر دور هستند و دوم تاثيري است كه ساختار آنها بر تاريخ زبان فارسي و ديگر گونه هاي رايج زبان در كشور ايران گذاشته است.
دكتر «سعيد عريان»، رييس پژوهشكده زبان و گويش گفت: «مركزيت زبان تاتي آذربايجان شرقي _ استان اردبيل _ امروز بوده است كه به دليل مهاجرت تات نشينان به نقاط ديگر، از جمله استان قزوين در سراسر كشور پراكنده شدند. در برخوردهاي زباني كه بين جزيره هاي تات نشين و گونه هاي زباني رايج در نواحي محاط بر آنها روي داده، گونه تاتي معمولا به «زبان زيرين» و «قشر زيريني» تبديل شده كه به شدت مورد تهاجم «زبان زبرين» مجاور واقع شده است. اين تهاجم، مردمان آبادي هاي تات نشين را وادار ساخته كه براي ايجاد ارتباط زباني با نواحي مجاور گونه هاي زباني رايج در آن نواحي را ياد بگيرند و آن گونه ها را به فرزندان خود نيز بياموزند. در نتيجه اكنون در بسياري از آبادي هايي كه به عنوان آبادي هاي تات نشين شناخته مي شود، ديگر اثري از زبان تاتي مشاهده نمي شود.»
به گفته وي وضعيت نمونه هاي موجود نشان مي دهد كه در استان آذربايجان شرقي گويش تاتي به شدت در معرض خطر است و نيمي از روستاهايي كه در برآوردهاي اوليه، به عنوان تنها آبادي هاي تات نشين استان معرفي شده بودند، فاقد افرادي هستند كه مسلط به زبان تاتي باشند. به طوري كه در يكي از آبادي ها تنها يك نفر مي تواند به اين زبان به شكل صحيح صحبت كند.
عريان گفت: «در استان آذربايجان شرقي، تنها يك آبادي دور افتاده با بيش از ده خانوار جمعيت، به عنوان تنها آبادي نسبتا بزرگ تات نشين استان شناسايي شده است.»
بر پايه اين گزارش در شهرستان خلخال از استان اردبيل، به دليل همجواري با استان گيلان و مناطق تالش نشين، گونه هاي تاتي، به ميزان بيشتري حفظ شده اند؛ اما اهالي باز هم براي ايجاد ارتباط زباني، مجبورند به ميزان چشمگيري، گونه هاي تركي، گيلكي، فارسي و تالشي بياموزند.
رييس پژوهشكده زبان و گويش دليل نابودي زبان تاتي را در مهاجرت بي رويه مردم از روستاهاي تات نشين به شهرهاي بزرگي چون اروميه، تبريز، تهران، كرج و رشت مي داند.
گروه پژوهش زبان و گويش رايج، پس از تكميل بانك اطلاعات گويشي مربوط به گونه هاي تاتي كه به طور عمده در استان هاي قزوين، اردبيل، آذربايجان شرقي، مركزي و زنجان رواج دارند و برخي گونه هاي خويشاوند با آن، در حال حاضر سرگرم تحليل اطلاعات به دست آمده براي تدوين اطلس گونه هاي تاتي ايران هستند.
+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 17:33 |

      تاريخ کهن ترين نمونه های شعر تاتی که بدست آمده اعم از اين که آنها را تاتی، آذری ، پهلوی و يا غيره  بناميم به اواسط صده هفتم هجری قمری مي رسد. شعرهای تاتی به لهجه ها و گويش های مختلف و گاه دور از هم سروده شده انـــد و اکنون به علت نارسايی ذاتی خط فارسی و غلط خوانی و غلط نويسی کاتبان، کسی نمي تواند آن سروده ها را به درستی بخواند  و معنی کند. اشعار ارايه شده همراه با ترجمه در منابع مختلف خصوصاً مقالات اديب توسی آمده ولی نگارنده کوشيده است ضمن انجام برخی اصطلاحات ترجمه جديدی از آنها ارايه دهد .لذا از خوانندگان محترم و  دانشمند انتظار ميرود در اين مورد هرجا متوجه نادرستی شدند  آن را نشانه عجز نگارنده تلقی نموده و بر آن به ديده  اغماز بنگرند.

      به استناد اشعار موجود، ابوالمجيد يا ابوالماجد رايگانی (رايگان دهی است در استان قزوين) را بايــد سر سلسله سريانده  اشعار تاتی به شمـــار آورد.  او از اهالی پيـــرامون قزوين معاصر اباقاخان (663-630) بوده است.  ولي شاعر تات زبان معاصر كه به تاتي شعر سروده مردي است از ديار زنجان بنام  مرحوم ملاجمال هزاری(طارمي )  که او فرزند مرحوم ملا اصغر ساکن بندرگاه از بخش طارم عليای استان زنجان است . وي درتاريخ 1286 هجری قمری متولد گرديده و درششم فروردين ماه سال ( 1347 هـ ش ) بسن 98 سالگی بدار باقی شتافت ،وی نيز دارای آواز  روح پرور و از فنون حکاکی وزرگری وعطرکشی وعلوم غربيه وخط نقاشــی و از علوم صرف و نحــو ومنطق وحکمت ومعما هم بهره مند بود ، درايام حکومت سردار مويد در زنجان سمت منشی گری وی و معلمی فرزندان او را برعهده داشته است .

هزاری علاوه براينکه به زبان تاتی (فارسی قديم )می سروده به زبان ترکی و فارسی جديد نيز شعر می گفته است .

و ديگر از  شعراي معاصر تات زبان  ، عليرضا محمدي فرزند جمال محمدي  متولد ( 1327 هـ ش) است  كه به تاتي و فارسي مي سرايد مردي است كه در شغل مقدس  معلمي   است .وي  در روستاي سياهورود تابعه طارم علياي استان زنجان  سكونت دارد .

شايــــان ذكر است فقط آثار  چند تن از  شعراي تات زبان را در اين مجموعه  آورده ام ،ليكن  اميد آن دارم كه در آينده با تلاش محققين ديگري  آثار همه شعراي  هنرمند تات زبان ، مورد توجه  خاص وعنايت ويژه قرار گرفته و به عنوان يك مجموعه  كامل تاتي ارايه گردد.   

حال اشعار تاتی که برای بخشی از  تات های امروزی قابل تفهيم می باشد با ترجمه آن تقديم گرديده .اميد است مورد استقبال خوانندگان عزيز قرار گيرد .

+ نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 16:36 |